صدا کن مرا! صدای تو خوب است!

"صدا کن مرا

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید..."

*

چقدر دلم برای اسمم تنگ شده است وقتی که مادرم صدایم می‌زند: نرگس! بیا این عدس ها رو برام پاک کن! چشمهام خوب نمی‌بینه!

وقتی آبجی می‌گوید: نرگس! به نظرت رنگ این لباس قشنگ تره یا اون یکی؟

وقتی مریم می‌خواهد یک اتفاق تازه برایم تعریف کند و شیطنتش را از همان نرگس گفتنش می‌فهمم.

وقتی... وقتی...

گوشه‌ای می‌نشینم و به چهره مامان٫ آبجی٫ مریم٫ فاطمه٫ حمیده٫ مهدی و همه آن ها که دوستشان دارم در خیال خود با حسرت نگاه می‌کنم...

عدس های مامان را  که پاک می‌کنم می‌پرسم راستی ناهار چی می‌پزی؟ از کنار ظرفشویی جواب می‌دهد: عدس پلو! خوبه؟...

به نظرم آن یکی رنگ زرشکی به تن آبجی قشنگ تر می‌شود. اما او همانطور که به لباس خیره شده می‌گوید: یک کمی تند نیست؟...

به داستان مریم گوش می‌دهم. هنوز کامل نشده٫ چیزی می‌گویم که حرصش در میاید و می‌گوید بی ذوق! من هم یک لوس حواله اش می‌کنم... 

یک دنیا خیال شیرین دیگر٫ لبخند بر لبانم می‌نشانند!

چقدر نرگس های رنگارنگ و دوست داشتنی شنیده ام در زندگی! 

خیلی ساده و کودکانه است اما حقیقت این است که دلم برای "تکه ای از وجودم" که پیش تک تکشان جا مانده٫ خیلی تنگ شده است! 

*

 شعر بالا  پاره ای از "به باغ همسفران" سهراب سپهری است.

/ 26 نظر / 54 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بینا بیورانی

چطوری؟خوبی! چکارمیکنی!!!!

بینا بیورانی

چطوری؟خوبی! چکارمیکنی!!!!

مانی

سلام وبلاگ زیبایی داری بهت تبریک میگم خوشحال میشم به من هم سر بزنی امیدوارم هر کجا که هستی شاد باشی و موفق من طرد شده ي عشق و محبتم و پذيرفته شده در آغوش سرد و بي روح تنهايي

هديه مامان عسل

سلام نرگس جان. خيلی خوشحالم که با شما آشنا شدم. قبلا نوشته های قشنگت رو می خوندم و الان هم منتظرم کمی وقتم ياری کنه تا دوباره مهمون خونه ی قشنگت بشم. ممنون از اينکه به عسل من تند تند سر ميزنی. به هرحال بدون که هر جای دنيا که باشی ما دلمون همراهته و برات آرزوی موفقيت و شادی می کنيم.

مرد يزدان

سلام خيلی پاکی و ديد روشن وساده ای دارید اينو از دست نده خيلی قيمتيه هاااااااااااا

مريم پارسی

نرگس عزيز! همه حرف هايت بر دلم نشست. همه اش... و دلم گرفت... اما انديشيدم زمانی تو را دوباره يافتم و به تو دوباره نزديک شدم که اينجا نبودی. اين روزها مفهوم فاصله کمی تغيير کرده...

شمرشناسی

سلام. از اينکه جواب خواسته تان کمی دير شد عذر خواهی می کنم. جناب صدرالدين را به سختی پيدا کردم. اما القصه که متاسفانه موسسا امام صدر گويا هم اينک شماره حساب بين المللی ندارند. لذا چند را دیگر وجود دارد. ارایه وجه مربوطه به دفتر تهران در خیابان میرداماد و سپس رساندن آن از آن دفتر به موسسات. حواله وجه به حساب این جانب در لبنان و ارسال به موسسات توسط بنده. به هر ترتیب اگر راه دیگری نیز فراهم شد خدمتتان عارض خواهم شد. باز هم سپاس ... حیرانی تان روز افزون باد ...

نگار

وب قشنگی داری[شوخی][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مهرداد

منو بردی به 15 سال پیش یادش بخیر به ما هم سری بزن بای

شاهمیر

در دوست داشتن بروزم! بر خلاف عاشقان دیروز!!! [قلب]