موج سواری

وقتی به اوضاع و احوال خودمان فکر می کنم حس موج سواری بهم دست می دهد. هميشه يک تحريک اجتماعی داریم بعد يک عده موافق سرسخت٫ يک عده مخالف از آن ها سر سخت تر٫ يک عده زيادی هم تظاهر به هر کدام که بيشتر بپسندند یا روشنفکری تر به نظر برسد...همه در کوی و برزن و تاکسی و صف و خلاصه همه جا بر سرش بحث و جدل می کنند ـ‌همه هم که خدا توفیق داده صاحب نظر هستیم‌ـ  و سر انجام در حالی که هیچ کس هم نفهمیده است که دقیقا چه بود و چه شد موضوع به جک و پیام کوتاه تبدیل می شود...فراموش می شود تا موضوع بعدی که ماشاءالله کم هم نیست...کاش لااقل بعد از این همه تلاش و حرص و بحث می فهمیدیم حقیقت چه بود.

در یک برنامه آموزش انگلیسی که در آمریکا ضبط شده بود و در تلویزیون پخش می شد٫ معلم آمریکایی از شاگردانش که از نقاط مختلف دنیا بودند سوال می کرد که شما موقع غذا خوردن چه می کنید؟ یکی گفت ساکت باشیم بهتر است یکی گفت صحبت می کنیم  پرسید راجع به چه؟
هر کس جوابی داد یکی گفت: راجع به تفریح٫ یکی راجع به غذا و ... فقط یک آقا از ترکیه بود که گفت راجع به سیاست و یا فوتبال! فکر می کنم فقط من فهمیدم یعنی چه! 

قول می دهم ژاپنی ها حتما شاخ در آورده اند.این جا آدم هایی زندگی می کنند که نمی دانند نخست وزیرشان کیست٫ وزرایش که هستند٫ چه می کنند...
فقط من یک سال و نیم شاهد بودم که مجریان اخبار ساعت نه یک جفت خانم و آقا هستند که هر شب با یک تیپ و قیافه نمایش تکراری شب قبل را اجرا می کنند. اخبار سیاسی اجتماعی فرهنگی سلامتی ورزشی و...  همه با هم است. اول خانم می آید می گوید از فردا مدرسه ها باز می شود٫ یکی دو تا تصویر پخش می کند سپس آقا یک توضیحی می دهد که خلاصه مواظب باشید مثلا از فردا خیابان ها شلوغ تر است. خبر بعدی این است که پرونده کره شمالی به کجا رسید٫ چند تصویر و نظر همان آقا که مثلا این کره بچه های ما را دزدیده است  و خبر بعد هم تصادفی در فلان شهر به دلیل مثلا مستی راننده اتفاق افتاد چند تصویر و .... والسلام!
دریغ از یک برنامه تجزیه و تحلیل سیاسی. خبرش هم به زور پخش می شود. هیچ ندیدم حاکمی مسوولی را مهمان بیاورند. شاید نیازی هم نیست.

امور سیاسیشان هم البته دیدنی است.
هفته پیش انتخابات نمی دانم چیزی شبیه شوراها بود. از دو هفته قبل مکان های مخصوص پلاکارد و... در جاهای مختلف نصب شد٫ چند روز بعد نماینده ها عکس های خود را که همه یک شکل بودند در مکان مخصوص زدند٫ دقیقا تا یک روز قبل از انتخابات هم ماشین هایی توی شهر راه افتادند که از طرف ستاد هر نماینده بودند و برای مردم دست تکان می دادند و هی اسم نماینده مربوط را با بلند گو صدا می زدند. دو روز بعد از انتخابات هم هیچ خبری از پلاکارد ها نبود و السلام.
دوستمان یک صحنه دیدنی ها هم دیده بود که وقتی ماشین یکی از نماینده ها از جلوی ستاد نماینده دیگری عبور می کرده٫ اعضای ستاد همه به احترام بیرون آمده و در مقابل اعضای طرف مقابل تعظیم کرده بودند.
حالا تابلو تبلیغات نماینده ها را ببینید و حدیث مفصل بخوانید که از هر عکس فقط یکی است و هیج عکسی روی عکس کس دیگر نرفته و ...

453796327_2e6622050e.jpg

 تابلو نماینده ها که این قدر مرتب است اصلا هیجان انگیز نیست.

با یک دوست آمریکایی صحبت می کردیم می گفت: "خسته شدم از بس که خواستم راجع به سیاست بحث کنم٫ بگم که این بوش خیلی فلان است همه ساکت نگاهم کردند و هر چی گفتم گفتن بله درسته!٫ نه مخالفتی نه نظری". البته حتما وقتی با ما یک کمی صحبت کرد بنده خدا دلش باز شد.

گاه فکر می کنم شاید برای ما هم خسته کننده باشد اگر این حرف زدن ها و مخالفت ها و موافقت ها را ازمان بگیرند.

درست است که ماشاءالله در زمینه همه نوع تحریکات اجتماعی غنی هستیم- از جنگ بگیرید تا پخش سی دی یک بنده خدا- اما خودمان هم سرمان برای بحث و بررسی از نوع توی تاکسی اش و نه بیشتر! درد می کند.

/ 20 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيمبا

سیمبا: سلام. جالبه که از ژاپن می نویسی. یادم باشه شما رو به لیستم اضافه کنم. در مورد معدل من که کارنامه ام رو دادم برای ارزیابی در اینجا تقسیم بر 5 کردن ولی تک تک نمرات رو به صورت A, B,C در آورده بودن.

هفت حرف

بسم الله عرض سلام و ادب ... وبلاگ دانشجویی "هفت حرف" با مطلبی در خصوص معرفی وبلاگ به روز است و از روز شنبه نیز شروع به کار خواهد کرد ... "هفت حرف" متشکل از هفت موضوع متنوع اندیشه ، هنری ، اقتصادی ، سیاسی ، ادبی ، اجتماعی و حقوقی است که در هفت روز هفته به صورت هر روز یک موضوع به روز می شود و از ده نویسنده برای نگارش مطالب بهره می گیرد که این جدای از هیئت تحریریه آزاد آن است ... در ضمن "هفت حرف" بخش های دیگری از جمله سرمقاله ، هفت خبر (اخبار روز سایت های دیگر) و هفت لینک (بخش پیوندهای وبلاگ) دارد که مورد اخیر نیز به صورت موضوعی مجزا و معین شده است و در صورت تمایل شما به گذاشتن لینکتان در وبلاگ ، این امر قابل بررسی می باشد... "هفت حرف" از همین ابتدا تلاش دارد تا تمامی سعی خود را برای کسب نظر تمامی علاقه مندان انجام دهد و از همین رو خواهشمند است که شما "هفت حرف" را از نظرات خویش بی بهره نگذارید ... با تشکر ... هفت حرف

صباح

يه سری هم به اينجا بزن و گاه گداری کمی بخندید(خودی است) http://www.babalengderaaaz.persianblog.ir/

دختر باران

بخاطر کنکور نوشتن را تعطيل کرده بودم ... دریغا نميدانستم رفتنش آنچنان بر شانه ها یم سنگينی ميکند که مجبورم بنويسم ....

ربابه

سلام نرگس جان. ربابه هستم از ازاکا. همينجوری يادت اقتادم گفتم يه حالی ازت بپرسم. اينطور که از نوشته هات معلومه خدا رو شکر حالت خوبه و رو به راهی. اميدوارم خوش باشی هميشه.

مريم.فرهمند

سلام خانومی.. ميدونی فکر می کنم ما ايرانيها نمی توانيم نسبت به اطرافمون بی تفاوت باشيم.نسبت به آدمهای دورو برمون..نسبت به ساختمان بغليمون ...نسبت حتی به کشورای دیگه...و من این خصوصیتمون رو دوست دارم... اما شايد.شايد که نه قطعا اندازه اين خصوصيتمون رو گم کرديم.. خيلی نا خواسته پرسوجو می کنيم تا ببينيم چه خبر هست تا شايد کمکی کنيم.. خيلی موقعها هم کار خرابی ميکنیم اما دفعه بعد می گيم نه ايندفعه ديگه کمک می کنم نه خرابکاری... در مورد بحسهای سر سفره و اتوبوسو و...هم قضيه همينه البته خيليهاشم دردو دل..خيلی ها هم می خواند سر حرف و باز کنند اينجوری ميشه و......... البته تو هم الان همین کارو می کنی ها ا ا ا ..

ياس بهار

سلام خانم خانما کجايی ازت خبری نيست

ياس بهار

فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا

ياس بهار

خودم هم خودم را نشناختم ولی ميدونم هرگز نخواستم به کسی بدی کنم ولی هيچ کس نتونست خوشحالی منو ببينه واسه همين هم داغونم

هاجر

گزارش های خوبی می دهی از فرهنگ و آداب و رسوم ژاپن. قبلا هم وبلاگ بعضی ایرانی های ساکن ژاپن را خوانده بودم اما این نگاه را نداشتند.