چراغ قرمز

بعدازظهر جمعه بود٫ رفتم مرکز شهر که یک مرکز خرید بزرگ داره٫ می‌خواستم خودم رو بین شلوغی چهارراه‌ها٫ عابرهای با عجله٫ بین مغازه‌های عجیب غریب گم کنم. دلم گرفته بود.

لباس فروشی ها با کلی لباس تابستونی تغییر دکور داده بودند. یه مغازه هایی مخصوص فروش مایو باز شده بود. چیزی که پارسال این موقع وجود نداشت٫ تصاویر خیلی بزرگ از خانم های کنار ساحل بود٫ خیلی بزرگ! خیلی جاها یه دفعه جلوت سبز می شدند با چهره هایی پر خنده٫ چند ثانیه‌ای خیره می‌موندم اما نمی‌دونم چرا نمی‌تونستم باهاشون بخندم و می‌گذشتم...

پشت چراغ قرمز نزدیک اون مرکز خرید ایستاده بودم که دیدم روی دیوار ساختمون روبرویی تصویر یک خانم بیکینی پوش در حالی که دراز کشیده به من زل زده٫ اونقدر عکسش بزرگ بود که شاید از همکف تا طبقه دوم میرسید. چراغ قرمز بود و ما دقیقا چشم تو چشم هم بودیم. توی دلم داشتم غر میزدم که من نمی خوام تو رو ببینم٫ مگه زوره؟ هیچم خوشگل و خوش هیکل نیستی٫ نگاه کن؛ اصلا خنده ات زنده نیست! تصمیم گرفتم برخلاف خودش جدی بهش نگاه کنم. با خودم گفتم خوب اون هم از دیدن تو وسط این جمعیت تعجب کرده٫ الان میگه "این چه ریخت و قیافه ایه؟ اصلا دوست نداری برو خونت"نه میخوام خرید کنم! "خوب تو نگاه نکن" زور نگو میدونی که نمیشه! "خوب بعضی ها دوست دارن اصلا این چیزا عادیه"؛ اگر عادیه چرا باهاش تبلیغ می کنند؟ اصلا به اون ها چه که برای نگاه های من تصمیم میگیرند! حسابی خود درگیری پیدا کرده بودم...

حال و حوصله نداشتم که کسی پر و پای ذهنم بپیچه؛ همش غر میزدم که به همه آدم های پشت چراغ زور میگن! همه باید این رو نگاه کنند و حتما بعدشم باید یه سر به مغازه‌ی نزدیکی که مایو و بیکینی میفروشه برن و خرید کنن!

چراغ سبز شد و صدای بیق بیق چراغ راهنما رشته افکارم رو پاره کرد. وارد ساختمون خرید شدم سعی کردم از فکرش بیرون بیام اما تصویر اون دختر ته ذهنم نشسته بود. فکر می کردم به حالتش٫ به این که کی بهش گفته اینطوری بخوابه؟ یعنی خودش چه حسی داشته؟ کی تصمیم گرفته صورتش رو اینطوری آرایش کنه؟ یعنی خودش هم این آرایش رو دوست داشته؟ تا حالا کسی عاشقش شده؟ یعنی خودش از این که مانکن خوش هیکلیه راضیه؟ کی براش این لباس رو پسندیده٫تا حالا کسی بهش گفته که اون همیشه زیباترین زن دنیاست؟ وقتی قرارداد می بسته نکنه بهش گفتن که هیکلش آنچنانی هم نیست تا قیمت رو کمتر کنند؟ راستی چقدر پول بهش دادند؟ باهاش میخواد چی کار کنه؟ یعنی چند سالگی بهش میگن دیگه به دردشون نمی خوره؟ نکنه به اسم ویزای هنری از کشور های فقیر آوردنش اینجا ازش کار بکشن؟ وای! یعنی پولشو میفرسته برا خانواده‌اش؟ یعنی اون آزاده؟  

کل ساختمون رو با کلی سوال کلنجار می‌رفتم و می‌گشتم٫ دست خالی٫ اما به یک دنیا کلمه به خونه برگشتم. آزادی٫ فقر٫ زیبایی٫ تبلیغات٫ کنار ساحل٫ حقوق زنان٫... ذهنم پشت چراغ جا مونده...

/ 22 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مادر سپيد

سلام نرگس جان . يادم نمياد مطلب خاصی در اين خصوص نوشته باشم . اگر همين عنوان رو توی گوگل سرچ کنی نتيجه ميگيری . ايران که اسباب بازی خاصی طراحی نشده چند بار هم چند دانشجو در اين خصوص پايان نامه گرفتند که تا جايی که اطلاعات شخصی داشتم کمک کردم . اسباب باز ی هايی که ما ميگيريم بيشتر يا صدا دارند يا بافت و زبری دارند که برای تحريک لامسه مناسند البته تا سن ۵-۶ سالگی ميتونند استفاده کنند لگو و شکل سازی هم که بقيه استفاده ميکنند هست . البته در اشکال محدود . حالا چطور مگه ؟ اسباب بازی خاص نابينايان ديدي؟ چه جورياند ؟

مادر سپيد

کاملا مايوسانه !

آسمان

اينا برای اونا عاديه! يعنی تبليغات با زن ها براشون عادي شده ( مثل ايران که بيشتر با بچه ها تبليغ می کنند ) . ولی همين امر عادی می تونه برای خيلی ها هيجان انگيز باشه و اين طوری تاثير خودشو بذاره ! اينه که ميشه استفاده ی ابزاری که به هر حال با ارزش انسانی تناقض پيدا ميکنه. ولی برای خود من هم هميشه جالب بوده که بدونم به چه دلايلی يک انسان حاضر ميشه به چنين کاری دست بزنه . اگر يکی از اين مدل ها رو ببينم حتما ازش می پرسم. آسمونه دلت آبی.

سر به گريبان

بسم الله سلام/به نظرم نوشته هاتون یه جورایی تغییر کرده/موفق باشین/راستی به روزم/یا علی

ريحانه

مگه بهت نگته بودم ؟ خوشم نميومد تو نت مطرح کنم ! به خاطر آقايون ! ولی به دوست دخترام گفته بودم اونا هم واقعا خيلی ماهند سکرت نگه داشتند . دوشنبه ۷ خرداد انشالله ! جينگول بلا هنوز اسم نداره ! اسمش همينه جينگولو بلا !

مهدی

سلام وبلاگ قشنگی داری امیدوارم همیشه شاد باشی

ستاره

تو ژاپن این جور چیزا دیگه داره عادی میشه.اونا هم دارن به تقلید از غربیها دخترای جوونشون رو اسباب بازی ای برای جذب مشتری قرار میدن.واقعا جای تاسفه[ناراحت]

nake$

سلام ...... هموطن ......... [عینک] از مطالب تابلوه كه تو تو ايران نيستي .............. [نگران] واقعا سخته دوري از كشورت آره ............ [سوال] پيش ما هم بيا يه جمع جوون ايراني ........ البته اينم جايي كه زياد ميريم ....... www.WIND-DANCER.blogfa.com

nake$

نرگس خانوم تبلیغ نکردما .... من کلا هموجوری مینویسم ........ [نیشخند] آی ام منتطر [قهقهه]